تبليغاتX
سپینود
Image and video hosting by TinyPic
 

 

  یکی بود ، یکی نبود

  نمی دونم کدوم یکی بود /کدوم یکی نبود

  ولی مسلم وقتی این یکی بود ، اون یکی نبود /

  یا وقتی اون یکی بود ، این یکی نبود /

  بعد 50 سال ، نفهمیدم کی بود ، کی نبود /

  یا کی نبود ، کی بود /

  ولی مسلم هر چی هست/ هر کی ، هر کی نبود /

  چون یکی بود / یکی نبود

  شما می دونین ، کی به کی بود ؟!؟!؟!

                          

                          "خلیل جوادی "

 

نوشته شده توسط سپیده در جمعه بیست و هفتم دی 1387

 

 چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند يک هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند. اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاريخ امتحان اشتباه کرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر ديگري رفته بوديم که در راه برگشت لاستيک خودرومان پنچر شد و از آنجايي که زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولاني نتوانستيم کسي را گير بياوريم و از او کمک بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم.».....استاد فکري کرد و پذيرفت که آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يک ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست که شروع کنند....آنها به اولين مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خيلي آسان بود و به راحتي به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازي پشت ورقه پاسخ بدهند که سوال اين بود: « کدام لاستيک پنچر شده بود؟»....!!!!

                                                                        نویسنده :" نا آشنا "

نوشته شده توسط سپیده در پنجشنبه دوازدهم دی 1387 |